رفتار شهروندی سازمانی به عنوان یک منبع اجتماعی که از طریق تبادل رفتار، پاداش های اجتماعی دریافت می کند، مورد ملاحظه قرار می گیرد. بنابراین وقتی کارکنان احساس کنند که چیزی بیشتر از سازمان دریافت می کنند، رفتار شهروندی آنها بیشتر خواهد شد (انگ و همکاران[۱] ۲۰۰۳)..
رفتار شهروندی سازمانی برای هر سازمانی مطلوب است چرا که با متغیرهای سازمانی مهمی همچون رضایت شغلی، نگهداری سیستم و بهره وری سازمان تاثیر دارد. نتایج مطالعات نشان می دهد که مدیران می توانند رفتار شهروندی سازمانی را با ایجاد محیط کاری مثبت پرورش دهند؛ مدیران برای ایجاد این رفتارها، به جای توسل به زور یا اجبار، به فرایندهای گزینش و استخدام یا جامعه پذیری اتکا می کنند (تورینپسد[۲] ۱۹۹۶).
با این تعاریف از شهروند سازمانی انتظار می رود بیش از الزامات نقش خود و فراتر از وظایف رسمی، در خدمت اهداف سازمان فعالیت نماید. به عبارت دیگر، ساختار رفتار شهروندی سازمانی، به دنبال شناسایی، اداره و ارزیابی رفتارهای فرانقش کارکنانی بوده که رد سازمان فعالیت می نمایند و با رفتارهای شهروندگونه خود، موجبات اثربخشی سازمان را فراهم می آورند (باین ستوک و همکاران[۳] ۲۰۰۳).
بر اساس مطالب فوق این گونه استنباط می شود که آن دسته از کارکنانی که در کمک به دیگران فراتر از وظایف شغلی خود عمل کرده و از سیاست های پذیرفته شده ی سازمان پیروی می کنند، به بهبود و غنای محیط عمومی کار کمک کرده و بر کل سازمان تاثیری مثبت می گذارند (پادساکف و همکاران[۴] ۲۰۰۰).
رفتار شهروندی سازمانی را به عنوان رفتار اختیاری که بصورت رسمی توسط سیستم پاداش سازمان، سازماندهی نشده؛ اما اثربخشی سازمان را افزایش میدهد، تعریف کرد. وی رفتار شهروندی سازمانی را در ۵ بعد دستهبندی کرده است: نوعدوستی (بشر دوستی)، حسننیت (تواضع)، رادمردی و گذشت(پاک بینی)، هوشیاری و فضیلت اجتماعی. بعد نوعدوستی، کمک به اشخاص دیگری که مشکل کاری دارند، اشاره دارد. بعد تواضع، رفتارهای ارائه اطلاعات که از مشکلات بالقوه پیشگیری میکنند، را توصیف میکند. بعد رادمردی به عنوان تمایل به تحمل شرایط اجتنابناپذیر ناراحت کننده، بدون شکایت و ابراز ناراحتی تعریف شده است. بعد هوشیاری به رفتارهای فراتر از سطح حداقل مورد نیاز حضور و وقتشناسی اشاره دارد. در نهایت، فضیلت اجتماعی به مشارکتهای سازنده در رویههای سیاسی اشاره دارد(ارگان، ۱۹۸۸).
مطابق عقیدهی ارگان، پادساکف و مکنزی[۵] (۲۰۰۶)؛ ممکن است برای بسیاری از مشاغل، استعداد یا مهارت بالایی مورد نیاز نباشد و جریان کار ممکن است مهمتر از عملکرد فردی باشد. رفتار شهروندی سازمانی ممکن است به عنوان تسهیلکنندهی اجتماعی[۶] در سازمان استفاده شود که به تسهیل جریانهای کاری سازمان کمک میکنند. سرانجام کارکنانی که رفتار شهروندی سازمانی را به نمایش می گذارند، ممکن است بر اثربخشی سازمان تأثیر مثبتی داشته باشند. بسیاری از پژوهشگران در زمینههای گوناگون، به رفتار شهروندی سازمانی علاقهمند شدهاند. تقریبا ۲۰۰ مطالعه بعد از سال ۱۹۸۳ انجام شده است(پادساکف، مکنزی، پین و باچراچ[۷]، ۲۰۰۰).
[۱] Ang et al
[۲] Tuipseed
[۳] Bienstock et al
[۴] Podsakoff et al
[۵] Podsakoff and MacKenzie
[۶] social oil
[۷] MacKenzie, Paine, &Bachrach
.تعیین تاثیر رفتار شهروندی سازمانی مبتنی بر بعد نزاکت بر کیفیت خدمات واحدهای سازمانی
۲٫تعیین تاثیر رفتار شهروند سازمانی مبتنی بر بعدنوع دوستی بر کیفیت خدمات واحدهای سازمانی
۳٫تعیین تاثیر رفتار شهروند سازمانی مبتنی بر بعد جوانمردی بر کیفیت خدمات واحدهای سازمانی
۴٫تعیین تاثیر رفتار شهروند سازمانی مبتنی بر بعدوظیفه شناسی بر کیفیت خدمات واحدهای سازمانی
۵٫تعیین تاثیر رفتار شهروند سازمانی مبتنی بر بعد آداب اجتماعی بر کیفیت خدمات واحدهای سازمانی
۶٫تعیین میزان میانجی گری تسهیم دانش در خصوص تاثیر عوامل پنج گانه رفتارشهروند سازمانی بر کیفیت خدمات واحدهای سازمانی

برچسب:
نویسنده: حیدری