حجم وسیعی از اطلاعات و دانشی که بشر امروزه در اختیار دارد در قرن بیستم حاصل گردیده است. رشد دانش در دهه های اخیر بسیار سریع اتفاق افتاده است، به طوری که هشتاد درصد از یافته های فناوری دانش و نود درصد از کل دانش و اطلاعات فنی جهان در چهار دهه گذشته تولید شده است. دانشی که به طور متوسط هر پنج سال و نیم، دو برابر و در هر چهار سال، کهنه می شود. امروزه دانش به عنوان یک منبع ارزشمند و استراتژیک و به عنوان یک دارایی قابل رقابت در سازمان ها مطرح می باشد. از این جهت ارائه محصولات و خدمات با کیفیت، بدون مدیریت و استفاده صحیح از این منبع ارزشمند، امری سخت و ناممکن است. بنابراین سازمان ها باید بدانند که مجموعه دانش مشترک سازمان چیست و چگونه باید آن را مدیریت نمود تا حداکثر بهره وری و موفقیت حاصل گردد. بدیهی است شناخت و تعریف صحیحِ مفاهیم اولیه داده، اطلاعات و دانش نخستین گام در این راستا محسوب می گردد.
داده
داده[۱]، یک واقعیت از یک موقعیت، یا یک مورد از یک زمینه خاص، بدون ارتباط با دیگر چیزهاست. در حقیقت، داده ها حقایق و واقعیت های خام هستند (شهبازی، ۱۳۸۸).
داده ها، اولین سطح مدیریت دانش را تشکیل می دهند. آنها مجموعه واقعیت های مجزا و عینی، پیرامون حوادث، رویدادها و اشکال فاقد تفسیر هستند و می تواند شامل؛ اعداد، ارقام، آمار و نمودارهایی باشد که به خودی خود تولید معنی نمی کنند. داده موضوعی بی معنا در زمان و مکان و درست شبیه رویدادی خارج از زمینه است که مفهوم اصلی آن، خارج از زمینه اصلی قرار دارد و به همین علت فاقد ارتباط معنی دار با پدیده های دیگر است. تمامی ارگان ها به داده ها احتیاج دارند. داده فقط می گوید که چه اتفاقی افتاده و هیچ قضاوتی یا توضیحی نمی دهد و با این که ماده اولیه تصمیم گیری است امّا در مورد این که چه باید کرد، چیزی نمی گوید(خوانساری و حری، ۱۳۸۷).
اطلاعات
اطلاعات[۲]، داده های ترکیبی و مرتبط، همراه با زمینه و تفسیر آن است. اضافه کردن زمینه و تفسیر به داده ها و ارتباط آنها با یکدیگر، موجب شکل گیری اطلاعات می شود (شهبازی، ۱۳۸۲)
اطلاعات، داده هایی است که به هم ارتباط داشته و هدف یعنی را دنبال می کند. اطلاعات به منظور ایجاد درک روابط بین داده ها و خلق معنا به ایجاد زمینه نیازمند است. بنابراین، اطلاعات، زمینه خود را خلق می کند و به کمک این زمینه می توان تا حدودی آینده را پیش بینی نمود(عبدالکریمی، ۱۳۸۹).
به عبارت دیگر، زمانی که داده ها به منظور خاصی به شکلی منطقی سازماندهی می شوند، تبدیل به اطلاعات می شوند. به عنوان مثال اگر کسی داده های مربوط به تعداد افراد ۱۸ تا ۳۵ ساله مبتلا به آنفلونزا یا تعداد افرادی که از حوادث ناشی از کار آسیب دیده اند را استخراج نماید، عملاً داده ها را به اطلاعات تبدیل کرده است. میانگین دانشجویان فارغ التحصیلان رشته های مختلف در طی یک دوره ۲۰ ساله نیز می تواند به عنوان اطلاعات استخراج شده، مورد استفاده برنامه ریزان قرار گیرد(تولایی، ۱۳۸۹).
[۱] Data
[۲] Information
هدف کلی:
شناسایی تأثیر فرایند مدیریت دانش بر اثربخشی بانک رفاه کارگران جنوب استان تهران .
اهداف جزئی:

برچسب:
نویسنده: حیدری