از میان رفتن مرزهای زمانی و مکانی، به علّت نوآوری هایی بوده که در فن آوری ارتباطات صورت گرفته و این برگزیدن یک شیوه جدید از مدیریت دانش را آسان می کند. این نوآوری ها فقط سیستم اطلاعات در سراسر یک سازمان را ساده نکرده، بلکه تقریباً آن را برای بقا و گسترش سازمان الزامی نموده است(اخوان و همکاران، ۱۳۸۹).
نظریه های سازمانی جدید که به تازگی در حال پیدایش اند و بر این موضوع تأکید دارند که تنها امتیاز رقابتی سازمان ها در قرن بیست و یکم، دانش و چگونگی استفاده از آن است، به روشنی بر این مفهوم مهر تأیید می زنند که در حال حاضر دو گرایش عمده در مدیریت دانش وجود دارد؛
الف- سنجش سرمایه فکری سازمان: ایجاد معیارها، نسبت ها و شاخص ها.
ب- نگاشت دانش: ثبت دانستنی هایی که اشخاص به دست می آورند و انتشار آن در سراسر سازمان که عمدتاً از طریق فناوری های اطلاعاتی صورت می گیرد.
مدیریت دانش، یک زمینه علمی است، لذا دارای مفاهیم و ایده های مشترک با زمینه ها و نظریه های گوناگون است.
مدیریت دانش و نظام های پشتیبانی گروهی در مفاهیمی همچون کارکردن، تسهیم و تسهیل در گروه ها و تیم های کاری دارای نقاط مشترکند. افزون بر این، مدیریت دانش و استخراج داده ها در تعامل با یکدیگرند. در واقع، مدیریت دانش به ایجاد دانشی می پردازد که با شناخت ابزارهای خلّاقِ گردآوری دانش از داده های موجود در پایگاه های داده میسّر می باشد (آذری، ۱۳۸۹).
از دیدگاه برخی از اندیشمندان و محققان به منظور طراحی و اجرای موفق استراتژی مدیریت دانش باید به عوامل متعددی توجه گردد که موارد زیر از جمله مهم ترین آنها بشمار می آید:
انتظارات سازمان: استراتژیِ مدیریت دانش باید به آنچه که سازمان انتظار دارد به آن دست یابد، وصل باشد. در واقع باید انتظارت سازمان از مدیریت دانش و مزایای حاصل از آن، به درستی مشخص گردد. به عبارت دیگر باید هدف از طراحی و اجرای استراتژی مدیریت دانش به وضوح بیان گردد.
پشتیبانی مدیریت رده بالا: طراحی و اجرای استراتژی مدیریت دانش در وهله اول مستلزم تعهد و حمایت مدیریت عالی سازمان است. چرا که تا حمایت و پشتیبانی مدیران رده بالا نباشد، نمی توان از موفقیت استراتژی ها اطمینان حاصل نمود.
ارتباطات: یکی از مهم ترین عواملی که عموماً کمتر هم مورد توجه قرار می گیرد، عامل ارتباطات است. از نظر کارشناسان و مشاوران مدیریت، اکثر سازمان ها به علت فقدان ارتباطات صحیح در اجرای استراتژی ها ناموفق بوده اند. مدیریت دانش نیز از این قاعده مستثنی نیست.
خلاقیت: پیامدهای خلاقیت در کسب و کار به نوع همبستگی ایجاد شده بین مدیریت دانش و مهارت های پایداری در خلاقیت بستگی دارد. نقش خلاقیت در استراتژی های مدیریت دانش بی بدیل است.
فرهنگ و کارکنان: ایجاد باور و اعتقاد به ویژه در میان کارکنان، نسبت به این که مدیریت دانش می تواند برای سازمان، مزیت های رقابتی ممتاز بوجود آورد از جمله مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد. در واقع ایجاد فرهنگ مزبور نسبت به مزایای مدیریت دانش می تواند یکی از موارد مؤثر در موفقیت استراتژی های مدیریت دانش محسوب گردد.
اشتراک دانش: قابلیت اشتراک دانش و مشارکت، همان چیزی است که سازمان ها در آن دچار مشکل اند. چرا که کارکنان سازمان ها عموماً از تسهیم و به اشتراک گذاردن تجربیاتشان، اکراه دارند. دلیل احتمالی این امر نیز این است که کارکنان ماهیتاً رقابت جو هستند، بر این اساس تمایل بیشتری به احتکار دانش دارند و از اشتراک دانش و تجربیات خود طفره می روند.
هدف کلی:
شناسایی تأثیر فرایند مدیریت دانش بر اثربخشی بانک رفاه کارگران جنوب استان تهران .
اهداف جزئی:

برچسب:
نویسنده: حیدری